تبليغاتX
سوئیت ایرانی - نوارها

سوئیت ایرانی

میان چند واژه ی محدود، کودکان حیرت از تپش های گنگ بی قرار می شوند

 

دلم "ویکتور خارا" می خواهد، سمت کمد نوارهایمان می روم... یادم نمی آید کجا گذاشته بودمش – که یادم باشد. جلد قرمز نوار در ذهنم است ... صدایش ... و اطلاعات حاشیه ای که پدر بهم داده بود... چقدر ترسیده بودم ... فکر دست هایی که نیست شدند ... آدم هایی که "سرزمین" همه چیزشان بود. حالا من در حاشیه ی امنم پناه گرفته ام . فقط بعضی وقتها آن هم دراماتیک تحت تاثیر این همه ماجرایی که می افتد قرار می گیرم. در حاشیه نشسته ام و به طنز کردنِ واقعیت ها فکر می کنم... به دور شدن از حقیقت... پیدایش نمی کنم... آخر تمام این نوارهااا می میرند.

"پرسش من این است
هرگز به فکرتان رسیده که این سرزمین مال ماست
مال کسی است که بخش بزرگی از آن را در اختیار دارد
...
حصارها را ویران کن
آنها را در هم بکوب
این سرزمین مال ماست"

+ نوشته شده در  90/05/17ساعت   توسط تیبا   |